تبليغاتX
تنهاتر از هر تنها
 
می ترسم از آنکه پیش از پروانه شدن ، کرم وار در پیله ام بمیرم
   
                   

 

         

 

 

 

 

شرح حال :

 

مطلب اين دفعه يه خورده طولانيه به خاطر طولاني بودنش از همتون عذر ميخوام.

 

 

 

به نام آفریننده ی من و دنیایم

 

و به نام آن کسی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد

 

 

روزي روزگاري در گوشه اي از همين دنيا روي يه وجب از خاك خدا دختر و پسري

 

زندگي  ميكردند كه دست سرنوشت انها را سر راه هم قرار داد با اينكه فرسنگها از هم

 

فاصله داشتند و پسر به نگاهي عاشق دختر شد شايدم هم به  لحظه اي .... عاشق دختري

 

اصلا اونو نميشناخت و شايد هيچ وقت نشناخت از اينجا بود كه زندگي براي دخترك رنگ و

 

بوي ديگه اي گرفت هرروز منتظر بود تا خبري ازپسرك داشته باشد وروزش شب نميشد

 

اگر بي خبر از پسرك بود در اين بين پسرك هم مدام ابراز عشق ميكرد از زندگي ميگفت از

 

اينكه زيباست و اگر دركنارهم باشيم زيباترهم ميشود ازاينكه با عشق همه مشكلات و ميشه

 

از سر راه برداشت ازاينكه به خاطر عشقي كه به  دخترك داره حاظره همه جوره فداكاري

 

كنه حاظره از همه چيزش بگذره و دخترك خوشحال و سر مست از اينكه چنين عاشق

 

وفاداري داره و از اينكه زندگي به او روي  خوش نشان داده و واقعا به قول پسرك زندگي

 

زيباست و با وجود ما زيباتر ميشه غافل از بازي  روزگار كه باز چه نقشه شومي برايش

 

كشيده بود .پسرك از اينده براي دخترك ميگفت از اينده  اي كه در ان همه چيز را پيش بيني

 

ميكرد وچه زيبا ترسيم مي كرد اين اينده را.گويي خود سفري به اينده داشته است همه چيز

 

ميگفت به غيرازحقيقتي تلخ كه خود ازان مطلع بودازاينده خود و دخترك و حتي بچه هايشان

 

و اينكه ارزوي خوشبخت كردن دخترك را دارد . و دخترك گويي كه در خواب بود. با خود

 

مي انديشيد كه چه طور يكدفعه اين همه خوشبختي نصيبش شده وايا لايق اين همه خوشبختي

 

هست يا نه ؟!روزها خدا خدا خدا ميكرد كه خواب نباشد و تمام اين وقايع حقيقت داشته باشد

 

و پسرك با اوصادق باشد.با وجود تمام اين دلخوشيهايي كه پسرك به دخترك داده بود دخترك

 

نگران بود نگران اينده اي كه از ان بي خبر بود و چه قدر دلشوره داشت حسي عجيب كه

 

نميدانست سر منشاء ان چيست و از كجاست . دخترك با وجود ابراز عشقي كه پسرك به او

 

ميكرد سرد بود و بي تفاوت . و پسرك ناراضي و دلخور از اين بي تفاوتي . اگرچه دخترك

 

در ظاهر سردوبي احساس بود ولي در دلش غوغايي بود ونميدانست چگونه بايد دل بي قرار

 

خود را ارام كند.دخترك با تمام وجود عاشق پسرك بود وازاين بيم داشت كه فرجام اين عشق

 

چه خواهد شد.بارها با خود انديشيد كه توان نگه داشتن اين عشق عظيم را در دل خود ندارد

 

و خواست كه همه چيز را تمام كند بارها خواست اين عشق را به هم بزند اما هر بار پسرك با

 

حرفهايي كه ميزد با قشنگ نشان دادن عشقشان وپاك بودن اين عشق مانع دخترك شد بارها

 

دخترك خواست و پسرك نخواست كه تمام شود و اينگونه بود كه باز هم ادامه پيدا كرد و

 

دخترك راضي ازاين ادامه چون با وجود پسرك ديگر تنها نبود ديگربي همدم نبود يكي بود

 

كه به حرفاش گوش كنه يكي بود كه با عشق اون روزشو شب كنه يكي بود كه عاشقش باشه

 

بدون اينكه چيزي ازش بدونه بدون اينكه بشناستش چون خود پسرك  نميخواست و دخترك

 

به پسرك اعتماد كرد و همه چيز و واگذار كرد به تقدير و سرنوشت . تقديري كه هميشه با

 

دخترك قهر و ناسازگار بود و هميشه دخترك تنها بود و اين بار به خيال اينكه سرنوشت هم

 

با در اشتي به سوي او امده خودش را رها كرد به دست سرنوشت و اينكه هر چه پيش ايد

 

خوش ايد غافل از اينكه اين بار هم سرنوشت ميخواهد او را در يك بازي سخت و شكننده

 

مغلوب كند . روزها از پي هم مي گذشتند و اين پسرك بود كه مدام در گوش دخترك  قصه

 

عشق را زمزمه مي كرد و براي اطمينان از عشق دخترك به خود او را نيز امتحان كرد

 

اري دخترك را مورد ازمايش قرار داد" ازمايش عشق "وچه بسا اين امتحان لازم بود براي

 

اين كه دخترك هم بفهمد تا چه اندازه عاشق پسرك شده و خود از ان بي خبربوده چون با

 

خود اينگونه مي انديشيد كه پسرك براي او فقط يه عادته واگر چند روزي ازاو بي خبرباشد

 

او را  فراموش خواهد كرد ولي با اين امتحان به دخترك هم ثابت شد كه بدون پسرك زندگي

 

براي او سخت و غير قابل تحمل است  . روزها از پي هم ميگذشتند و اين خاطرات شيرين

 

با هم بودن  بود كه رو به افول ميرفت بدون انكه دخترك چيزي بداند روزها و خاطراتي كه

 

چه كوتاه بودند .  در اين بين دخترك باز هم خواست همه چيز را تمام كند چون به خاطر

 

بعضي شرايط خاص وصال را مشكل مي دانست و شايد غير ممكن . اما باز هم

 

غير ممكن هاي دخترك محال نبود . و چون مطمين از عشق پسرك بود خواست چند مدتي

 

از هم بي خبر باشند تا شايد بتوانند عاقلانه  تر و منطقي تر فكر كنند و اي كاش هيچ وقت

 

اين عشق به اينجا نميرسيد . اين باربا وجود اصرارهاي فراوان پسرك براي ادامه اين

 

عشق  دخترك در صدد بر امد كه تمامش كند . دخترك دلشوره داشت از همان اولين ابراز

 

عشق پسرك ولي هيچ وقت عنوان نكرد . دخترك هميشه نگران بود .ميترسيد روزي از

 

خواب بيدار شود و ببيند تمام اين اتافاقات خوابي گذرا بوده و  شايد رويايي بيش نبوده .

 

بالاخره هر چه بين دخترك و پسرك بود قرار شد تمام شود و هر كه پي  زندگي خود برود

 

اين در حالي بود كه دخترك از سويي واقعا عاشق پسرك شده بود و از سوي ديگر از ادامه

 

اين عشق در هراس بود به هر حال هر چه بود تمام شد و اين فقط ظاهر قضيه  بود چرا كه

 

روز بعد از تمام شدن ماجرا دخترك احساس كرد كه هيچ اميدي براي ادامه زندگي ندارد

 

و بدون پسرك نميتواند ادامه دهد احساس كرد قلب كوچكش براي پسرك ميتپد و تصميم

 

گرفت كه با پسرك تماس بگيرد و از او بخواهد ..........در همين فكر بود كه پسرك با او

 

تماس گرفت و چه خوشحال شد از اين تماس ولي به روي خود نياورد و با وجود حرفهاي

 

پسرك براي  ادامه اين عشق باز هم همان حرفهاي هميشگي را زد و اينكه ادامه اين

 

عشق به صلاح هيچ  كدامشان نيست و اين در حالي بود كه تمناي با او بودن در دخترك

 

موج ميزد . بعد از اينكه باز هم دخترك اصرار به تمام شدن اين ماجرا داشت و گويي

 

همه چيز تمام شد خواست براي پسرك پيام بگذارد و همه چيز را اعتراف كند  كه تلخ ترين

 

حادثه عشقشان كه از روز اول در كمين  بوده و مخفي اشكار شد اري پسرك اعتراف

 

كرد كه مريض است و بيماري سختي دارد بيماري كه ... انگار دنيا روي سر دخترك

 

خراب شد .لرزش عجيبي توي بدنش احساس مي كرد . سوز عجيبي در بدنش حكمفرما

 

شده بود  اشكها ي دخترك مثل سيل از پهناي صورتش روان شدند .  تمام بدنش را رعشه

 

گرفته بود . حال زار و خرابي داشت نميدانست چه كند . ! ! اخر مگر قلب  كوچك

 

دخترك چه قدر گنجايش و ظرفيت داشت ؟ ؟ نمي دانست  ازكه بنالد از تقدير شومش اين

 

سرنوشت  يا از پسرك ...  به زمين و زمان بد و بيراه ميگفت . مثل ديوانه ها مدام دور

 

خود مي چرخيد و چه خوشبخت بود دخترك كه در اين لحظه تنها بود و راحت ميتوانست

 

شيون كند . دخترك نه براي نافرجام بودن عشقش كه براي پسرك بيشتر ناراحت بود چرا

 

كه پسرك  قسمتي از وجود دخترك شده بود و شايد تمام وجود دخترك و دخترك چه قدر

 

دل نگران سلامتي پسرك بود . ابرهاي دل دخترك سياهه سياه و باروني بودن و چشمهايش

 

يه كاسه خون .  اما چه  سود از شيون  ؟ ؟ ؟  چه سود از زاري  ؟ ؟ ؟

 

اين وسط مقصر كيست ؟ ؟ پسرك ... ؟ ؟ ؟   دخترك ...  ؟ ؟ ؟ عشق ...  ؟ ؟

 

يا اين زمانه جلاد ... ؟ ؟ ؟

 

دخترك در اين فكر بود كه انگار  راه گريزي از غم ها نيست . دخترك –  سرنوشت بدش

 

را مقصر را مي داند .... و شايد پسرك عشق را مقصر بداند . اين وسط دخترك ماند با

 

يك قلب شكسته شايد هم تيكه  تيكه شده قلبي كه ديگر به هيچ وجه قابل بند زدن نيست  و

 

هيچ بند زني نميتواند ان را بند بزند .

 

دخترك هم چنان با خود زمزمه مي كرد  :

 

 

 

و اما تو

 

ای مخاطب آشنای دردهای نگفتنی  !

 

 

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده

 

 

و اگر بناست بسازیم قدرتمان ده

 

 

 

پ . ن  : دلم براي شخصيت هاي داستان ميسوزه خيلي زياد .

 

براشون دعا كنيد .

 

 

 

 

اي غايب از نظر به خدا ميسپارمت        جانم بسوختي و به جان دوست ميدارمت

 

 

 

             

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یه تنها
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور